رمان بازگشت به لموریا 2| پست چهل و ششم

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه

امروز خواب پدر و مادرم رو می دیدم. اون ها زنده و جوون بودن و من جوون تر از الان بودم. اون ها مقدار زیادی خوراکی و شیرینی خریده بودن. پدرم می گفت: هر روز یه تیکه از این خوراکی رو بخور، و هر بار فلان طلسم رو همراهش بخون، این کار کمک می کنه ثروت من زیاد بشه و باید طبق آداب خاصی سرو بشه.

من از کار و خواسته اش بدم اومد و تصمیم گرفتم اون خوراکی رو مصرف نکنم. متوجه شدم اون خوراک، یک انرژی بسیار ضعیف و سطح پایین داره، درونش مقداری گوشت هست و از مواد بسیار بی ارزشی پر شده. مثل یه پیتزا یا ساندویچ بود.

من دوباره توی خوابم گرسنه بودم و این کاملا طبیعیه چون امروز کاملا انرژیم ته کشیده بود اما داشتم هنوز کار می کردم. بی خوابی افسرده ام کرده بود و داشتم گریه می کردم. متوجه نبودم که این حالت ها طبیعی نیست.

حین دیدن خواب از میزان نیاز و بیچارگی پدرم برای به دست آوردن پول خنده ام گرفته بود.

پول توی تعبیر خواب روانشناسی نماد انواعی از انرژی های خالص تر و ساده تره. مثل انرژی اعتماد به نفس که به واسطه اش میشه به خیلی چیز های متنوعی رسید.

کهن الگوی پدر برای من نماد نحوه ی مدیریت فرد بر زندگیشه. این که من چطور پدرم رو حین خواب می بینم می تونه نماد این باشه که چقدر در مورد مدیریت امورات زندگیم کاردان هستم. و این خواب نشون میده که در حال حاضر درگیر ضعف ها و نگرانی هایی در مورد اعتماد به نفس و انرژی های حیاتی هستم.

من قبل از خواب به سراغ تیدیان رفتم و مقداری صحبت کردیم. درباره ی بازی، ایده هام و خواب اخیرم. نتونستم به راحتی مکالمه ام رو تموم کنم. انرژیمو با افکار منفی و ترس، توی همون دقایق اول، کاملا از دست دادم.

این که پدرم توی خواب، قصد داشت با طلسم و یک خوراکی ضعیف، ثروت خودش رو افزایش بده، می تونه نماد این باشه که من احساس می کنم قربانی برخی مسائل شدم و این افکار غیر منطقی، اجازه نمیده که درست تلاش کنم تا کار و هدفم به نتیجه برسه. چون آدمی که برای پیشرفت اموراتش سراغ همچین کارایی میره اصولا خودشو با چیزای احمقانه ای توجیه می کنه مخصوصا این که میگه زندگی اینطور ماهیتی داره که یا باید شانس داشته باشی یا باید کارهای غیر معمول و غیر اخلاقی انجام بدی تا بتونی به هدفی که می خوای برسی. معمولا گزارشاتی که از افراد درگیر جادو به دست آوردم هم به همین شکله، یعنی این افراد خودشونو قربانی مسائلی می دونن و به خودشون حق می دن که دست به کارهای نامعمول بزنن تا بتونن به اهداف شون برسن.

قبل از خواب، لحظاتی به یاد حسن و اون خواب قدیمی افتادم. توی این خواب، قبلا خوراک ماهی درست کرده بودم و حالا خوراک مرغ.. فکر می کنم باید در مورد ماده ی خوراکی اولیه ام تجدید نظر کنم. تا جایی که در مورد سمبل های اصلی تعبیر خواب می دونم، حیوانات نماد غرایز یا احساسات اولیه تر هستن. این غرایز، انرژی ساده تری دارن اما اغلب نماد ایرادات ما توی همین ناحیه است. من برای سال ها، غرایز انسان و سمبل های مربوط بهش رو مطالعه کردم. سعی کردم به کمک سمبل شناسی غرایز، راه حل هایی برای کنترل و تربیت شون پیدا کنم. (غرایز، حین خواب اغلب به شکل حیوانات ظاهر میشن و حالا توی خواب من به صورت خوراک گوشتی ظاهر شده بودن)

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...