رمان بازگشت به لموریا| پس چهل و هفتم

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه

امروز وقتی که پارسا به خونه برگشت، من توی زیرزمین بودم و 2 ساعت از فایل جدید کتاب صوتی یا تز کتاب جدیدم رو ضبط کرده بودم. فوری فایل رو جمع و جور کردم چون حسابی گرسنه بودم.

فایل امروز توصیف سمبل میوه ها و نقششون توی مدل ماشین شبیه سازی بود و توضیح دادم که این الگو واره از مدل درخت زندگی الهام گرفته شده. زمانی که یکی از دوستان روشن بینم که خیلی وقته ازش اطلاعی ندارم، بدون مقدمه شروع کرد به توصیف یک مدل به اسم درخت زندگی و گفت که اخیرا این مدل خیلی ذهنشو مشغول کرده. گفت این درخت 72 میوه داره و نماد 72 حکمت هستش. می گفت: ماهیت این میوه ها برام اسرار آمیزه.

و به من توصیه کرد که درباره اش مطالعه کنم. ظاهرا جایی دیده بود که این میوه ها در قالب کارت هایی در دسترس هستن. تعریفی که توی مدل ماشین شبیه سازی از حکمت ارائه شده ما رو مجاب می کنه که میوه ها رو به عنوان سمبل هایی بسیار مهم، درون جدول قرار بدیم گرچه من فکر می کنم زیر شاخه های این بخش شامل تمام گیاهایی میشه که جنبه ی خوراکی دارن.

توی مراحل رشد و تعالی و علوم اسپریچوال، استفاده از گوشت جانوران برای خوراکی توصیه نمیشه. برای سایر خوراکی ها هم ارزش و احترام زیادی قائلن و بدن ما رو بسیار بیشتر از اون چه که فکر می کنیم تاثیر پذیر از خوراکی ها می دونن. برای همین توصیه میشه که همیشه مراقب خوراکی که می خورید باشید.

اگر بخوایم نحوه ی رسیدن انسان به حکمت ها رو توصیف کنیم، در واقع حکمت ها شامل خرد هایی هستن که طی یک مسیر ریاضت آمیز اما خودخواسته به فرد خواستار دانش میرسن. همونطور که بدن ما در مسیر هضم و جذب غذا ها دچار مشقت هایی میشه اما در مجموع سودی که از دریافت خوراکی ها میبره بیشتره و برای همین زندگی ما تا حد زیادی به خوراکی ها وابسته است.

دوم این که فرد خواستار دانش مجبور به طی کردن این مسیر نیست و صرفا برای حفظ تعادل وجود و عدم عقبگرد تکاملی به این دسته از سمبل ها یا علوم نیاز داریم.

در برخی از علوم روحی گفته میشه که ذهن ما صرفا محدود به فضای مغز یا جمجمه نیست و قلب هم دارای ذهن مخصوص به خوشه، از این بابت ویژگی هایی براش تعریف شده، من جمله این که حکمت یا علوم حکمت آمیز به اون دسته علومی گفته میشه که از فیلتر قلب بگذره و از طرف ذهن قلب پذیرفته بشه و از جمله ویژگی های ذهن قلب اینه که پذیرنده ی علومی نیست که بر علیه خوده فرد یا دیگران کار می کنن. برای همینه که حکمت ها غالبا با اخلاقیات آمیخته شدن.

به طور مثال، قلب پذیرنده ی اون دسته از مکاتب فکری و فلسفی نیست که زنده بودن رو عبث و شوم تلقی کنه. یا بخش هایی از هر علم که برای آسیب رسوندن به دیگران طراحی شده رو نمی پذیره و با حکمت خودش زیر سوال میبره.

    هیچ نظری تا کنون برای این مطلب ارسال نشده است، اولین نفر باشید...