تعبیر خواب با موضوع نگاه کردن در آینه

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
تعبیر خواب با موضوع نگاه کردن در آینه حالا دوستمم خواب دیده رفته تو اینه حجاب زده در صورتی که اهل حجاب نیست بعد میگه هرزگاهیم هم خودمو تار میدم تا اینه معنیش چیه تعبیر خواب آینه وسیله ای هست که به کمکش می تونیم چهره و ظاهر خودمون رو ببینیم و وقتی درون خواب ظاهر میشه اشاره به توانایی هایی داره که...

تعبیر خواب با موضوع جشن عروسی

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
تعبیر خواب با موضوع جشن عروسی سلام خسته نباشید. ببخشید من خواب دیدم  ک تو تالار دوستم و چند تا زن  منو آرایش میکردن بعد یکیش ناراحت شد رفت رفتم اون رو آوردم گفتم بیا آرایشم کن دیگه لباس عروس را هم پوشیده بودم بعد ی بازیگردختر به اسم ریحان بود ک براش عروسی گرفته بودن بعد این ریحانه ت لباس عروس ت ...

تعبیر خواب با موضوع امامزاده

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
تعبیر خواب با موضوع امامزاده سلام من خواب دیدم با یکی از فامیلا که میخواست بره گردش من و خواهرم رفتیم بیرون بعد یهو از یه پارکی رد شد که من یهو گفتم به خواهرم که من با اونی که دوسش دارم قدم زدیم ولی در صورتی که اونجا اصلا نرفتیم بعد یه گنبد دیدم تو پارک در صورتی که من با اون اقا ارتباطی نداریم د...

گزیده هایی از کتاب ماجراهای جاودان در فلسفه بخش اول

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
گزیده هایی از کتاب ماجراهای جاودان در فلسفه بخش اول امپدوکلس مرگ امپدوکلس یکی از پر هیاهو ترین وقایع دنیای کهن است. می گویند او در دهانه ی آتشفشان آتنا پرید و خود را بسوزانید. چه، خود را خدا خوانده بود و شایسته ی خدایی آن بود که خویشتن را فدای گناهان بندگانش کند. این خودکشی نوظهور را که در آن رو...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 101

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
سارا گفت: بابت کاراش و رفتاراش. گفتم: عذر خواهی به چه دردی می خوره وقتی دوباره مثل قبل باشی؟ و تا زنی می بینی نقشه بکشی که بهش دروغ بگی و ازش سو استفاده کنی. بعد هم بگی به خاطر رشد معنویش این کارو کردم، بعد هم بگی خیلی ساده لوح هستی ارغوان، خوب یا بد تو به حال من چه فرقی داره وقتی تنها خواسته ام...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 100

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
گفت: آره یه پسریه، قد متوسط، نوجوون. پرسیدم: کی هست؟ سارا متفکرانه گفت: یکم شبیه تارسکه. اضافه کرد: آبی تیره است هاله اش. پرسیدم: این انرژی گرم که همزمان داره منتشر میشه از طرف کیه؟ سارا گفت: درست نمی دونم، حس می کنم کار تارسکه ولی تردید دارم. گفتم: چرا انرژی مثبت میده؟ هم منفی میده هم مثبت؟ سار...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 99

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
نمی دونم این کار چقدر فایده داشته باشه اما تو فکرم که کتابی در مورد این موضوع بنویسم. در مورد فریلنسری و تجارت اینترنتی و تاریخ کوتاه تجارت اینترنتی و تاریخ طولانی تولید محتوا و برند سازی رو مرور کنم. چند روزی هست که این فکر درونم تقویت شده و دیروز هم حین خواب و بیداری حس کردم که با خوده برترم ی...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 98

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
از طرف ارغوان به فرشته میکائیل سلام وقت شما بخیر باشه. حال من خوبه، حال شما چطوره؟ این نامه رو نوشتم تا از شما بابت کمک ها و حمایت های اخیر تشکر کنم. احساس امنیت دارم با این که تهدید ها و آزار و اذیت ها و اون آدم های احمقی که فکر می کنن قصد دارم بهشون آسیب بزنم یا سرم به تنم نمی ارزه هنوز هستن. ...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 97

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
شلیک های خنده ی من و سارا بلند شده بود. سارا گفت: خوابای خونی، قتل، کشتار، سلاخی. ولی جالب اینجاست حس خیلی خاصی نسبت بهشون ندارم، عادت کردم انگار، به این قسمتای خون و خونریزی خواب هام عادت کردم. خطاب به سارا گفتم: میدونی اگه من یه روانشناس بودم و یه بچه میومد پیشم می گفت همچین خوابی دیده چه تفسی...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 96

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
سارا گفت: فکر کنم خواهرم به صورت شهودی فهمید اگه خواب دوران کودکیمو بشنوه می ترسه. چون گفت: از اون شیشه ی بالای در می ترسم. گفتم: اتفاقات یه خواب بچه بودم دیدم... خواهرم بلافاصله گفت: تعریف نکن. به سارا گفتم: خوابه رو تا حالا برام تعریف کردی؟ -نه، یکی از خوابای بچگیمه که یادم مونده قشنگ، یه شب ز...

تعبیر خواب با موضوع قتل عام

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
در خواب دیدم کە دوو بار همە مردیم دوو شب سرە هم این خوابرا دیدم بە نوعی قتلە عام شدیم گاهی در دنیای واقعی یک انرژی بسیار منفی و ناراحت کننده از محیط اطراف خود دریافت می کنیم که باعث میشود شدیدا تحت تاثیر قرار بگیریم و اعتماد به نفس و آرامش خود را از دست بدهیم. به طور مثال ناگهان و طی یک دوره ی ز...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 95

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
-سلام خواهرم خواب دیده اونی که دوسش داره و قدش کوتاهه قدش خیلی بلند بود. یه بیست سانت بلند تر. بعد این آقا دوست داشتن خودشو اعتراف کرد. وسط خیابون دستشو انداخته بود دور گردنش. اولش نگران بود دیده بشن بعد براش عادی شد. بعد یه دفعه تو گوشیش نگاه کرد دید سیل اومده. بعد گریه می کرد، می خواست بره اون...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 94

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
حالا که بیشتر فکر می کنم دیشب یک خواب دیگه هم دیدم که فکر می کنم اگر درست مرور و تفسیرش کنم می تونه حسابی برام الهام بخش و مفید باشه. توی خواب می دیدم که پسر بچه ای درون خونه مون هست و سعی دارم ترغیب اش کنم که برای امتحان ریاضی آماده بشه. داشتم تخته ی سه بعدی زیبایی رو توی حیاط آماده می کردم. یه...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 93

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
این موجود برای من نماد یک رفتار سماجت آمیز و مزاحمه که سعی داره وارد حریم خصوصیم بشه و آرامشم رو مختل کنه. می تونه... باشه، تارسک یا ماهان. گرچه حدس من بیشتر ماهانه. دیشب یه تماس از یک شماره ی ناشناس داشتم. تلفن ثابت هم بود و فورا هم قطع شد. وقتی پیش شماره اش رو چک کردم متوجه شدم از همون شهریه ک...

رمان بازگشت به لموریا 4| پست 92

نوشته شده توسط:ارغوان | ۰ دیدگاه
از طرف ارغوان به فرشته ی مرگ (از فرشتگان مقرب الهی) سلام وقت شما بخیر باشه، حال من خوبه، حال شما چطوره؟ خب امشب خوابی دیدم که برای من نوعی زنگ خطر بود و بهتر دیدم که نامه ای بنویسم و سعی کنم از شما کمک بخوام یا به نحوی با انرژی شما همسو بشم تا بتونم این موضوع رو با موفقیت پشت سر بذارم. خواب می د...